تبليغاتX
نجوم و زندگی
  خوش آميديد
منوي اصلي
لينک هاي سريع
 
صفحه نخست
 
ارتباط با ما
 
آرشيو مطالب
 
طراح قالب
 
نويسندگان
 
موضوعات
  فیزیک
  نجوم
  دانلود
  اخبار نجومی
  گالری عکس

 
لينک دوني
( وبلاگ ديگر من ) i G S
مرا بگیر از تمام لحظه هایی که بی تو گذشت
جستجو گر علم ( اندرومدا )
عاشقانه زيستن
داستان های شیرین
گروه نجوم پروکسیمای شیراز
در آرزوی پزشکی و نجوم
پلاریس (علمی و نجومی)
emma watson dislikers
نجوم آماتوري
آرشيو پيوندها

 
لوگوي ما

 

 
آمار بازديد

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

  AddThis Feed Button


CURRENT MOON
hits
 
تبليغات


 


  اولین تماس با دنیای بیرون

hولین سیاره مسکوني کشف شده، احتمالأ یک ابر زمین خواهد بود. ابر زمین ها در مقایسه با زمینک های کوچک و ریز در مناطق پرستاره نزدیک یا همجوار به وفور پیدا می شوند.

مجله اختر فیزیک یک "گدانکین –Gedanken" یا تجربه فکری دیگر را که در واقع تفکری بر اسرار علمی از سلسله سناریو های " چطور - اگر" است، معرفی كرد. تجربه های گدانکین که بخاطر تعمق بر مشکلات جدی توسط دانشمندان و فیلسوفان استفاده می گردد، برای طرح این سناریو ها و رساندن آن به یک فرجام منطقی، متکی به قوه تخیل اسنان است.

 

این تجربیات معمولأ از تجهیزات آزمایشگاهی یا حتی اطلاعات تجربی استفاده نمی کنند، بلکه می توان فقط بصورت خیالات باطل مورد توجه قرار داد. اما قضیه مشهور گدانکین انشتین که گفته بود، "چه اتفاق می افتد اگر مانعی را در برابر یک موج نور قرار دهیم" به کشف علمی مهمي منجر گردید.

 

آقای ری ویلارد به مدت 35 سال نویسنده مشهور نجومی بود و فعلأ مدیر بخش خبر تلسکوپ فضایی هابل می باشد. وی در یکی از مقاله های خود گفته، اگر اولین سیاره خاکی خارج از منظومه شمسی را که احتمالأ موجدات زنده یا حیات بیگانه در آن باشد، کشف کنیم، چگونه مورد مطالعه قرار خواهیم داد؟ ( بخش دوم این مقاله در هفته آینده منتشر می شود)

 

اولین تماس: مأموریت بین ستاره ای به سوی یک سیاره مسکوني

کشف سیارات در اطراف ستاره های دور دست، در " عصر تورم" دانش جدیدی که به سرعت گسترش می یابد، جریان دارد. با آغاز در سال 1995، اولین دهه کشف سیارات دور دست فقط به فهرست نمودن محدود می شد. در دهه دوم ما توانستیم به سرعت خواص فیزیکی این دنیا های دور را مشخص کنیم و در دهه سوم قادر خواهیم بود تا سیارات مسکوني یا آباد مانند زمین را فهرست کنیم. 

 

اولین سیاره مسکوني کشف شده، احتمالأ یک ابر زمین (چندین برابر حجم زمین) خواهد بود. ابر زمین ها در مقایسه با زمینک های کوچک و ریز احتمالأ در مناطق پرستاره نزدیک یا همجوار به وفور پیدا می شوند. البته تا كنون چندین ابر زمین کشف شده. یک ابر زمین می تواند اقیانوس های بسیار عمیق ( اگر کاملأ پوشیده از آب نباشد) و همواری های بسیار فعال خشک داشته باشد.

 

اما به احتمال قوی ترکیب اتموسفری این سیارات شبیه اتمسفر زمین نخواهد بود. یک اتمسفر سیاره ایی در حالت عدم تعادل؛ جائی است که گاز ها در آنجا با هم تعامل نموده و نیروی مصرفی در آن برای حفظ حالت فعلی اتمسفر، می تواند نشانه زندگی باشد، زیرا فرایند زندگی نقش مهمی را در حفظ ترکیب اتمسفری بازی می کند.

 

بعضی اوقات مراحل تدریجی زمین شناختی و یا عوامل غیر حیاتی دیگر ترکیبات لازمی اتمسفر را نیز فراهم می سازد. قبل از اینکه کارشناسان به این نتیجه برسند که یک سیاره بیگانه حاوی اتمسفر با حالت عدم تعادل، به علت فرایند تدریجی زندگی به این حال رسیده، چندین سال گفتگو و بررسی را در بر می گیرد.

 

نورسنجی ها توسط تلسکوپ های فضایی تنوع رنگ و نور ابر زمین ها را اندازه گیری می کند و اگر سطح یک سیاره به علت حضور اقیانوس و قاره ها مختلف باشد، برای ما مشخص می شود. زمانیکه دانشمندان یک تلسکوپ بزرگتر فضایی تداخل سنج نوری را بسازند، می توانند ساختار جغرافیایی سیارات و اتمسفر آن ها را در تصاویر درشت و آن هم فقط با وسعت چند ده پیکسل ترسیم کنند.

 

این طرح به ترکیب یا یکجا ساختن نور پنج شاخه چهار تلسکوپ هشت متری که در شکل دقیق با یک اساس یا پایه به اندازه 4430 کیلومتر با هم پرواز می کنند، نیازمند است.اما هرگز تلسکوپ بسیار بزرگی که بتواند نشانه های حیات در سیارات دور را جمع آوری کند، وجود نخواهد داشت.

 

ولی رصد ها بخاطر جستجوی موجودات هوشمند فرا زمینی (Search for Extraterrestrial Intelligence) و بخصوص با هدف نظارت سیارات جهت دریافت نشانه ها و امواج الکترو مقناطیسی مصنوعی؛ یعنی امواج رادیوئی و تلویزیونی که به معنی فاش شدن اسرار جهان است، ادامه خواهد داشت. احتمال اینکه اولین سیاره مسکوني کشف شده دارای تمدن مشابه یا سطح تکامل علمی و تكنیکی مشابه با ما باشد، بسیار کم است. با توجه به عمر 12 میلیارد ساله کهکشان، اینگونه رشد همزمانی میان تمدن های دور افتاده و پراکنده از هم امر غیر محتمل است.

 

کشف یا جستجوی یک زمین دیگر مهمترین دلیل وادار کننده برای شناخت و در نهایت کشف سیارات بیرونی نزدیک می باشد. جدا از چالش های گیج کننده تكنیکی پرواز های بین ستاره ای، این گونه کاوش ها در نهایت می تواند به یکی از بنیادی ترین پرسش های زیست شناسی فضایی یا اختربیولوژی ( زندگی در یک سیاره دیگر با شرایط ابتدائی کاملأ متفاوت چگونه آغاز و تکامل کرد؟) پاسخ دهد.یک سیاره چند میلیارد ساله با فضای زیستی پیچیده می تواند مجموع اطلاعات شگفت آوری را در مورد مناسب بودن حیات در جهان بیگانه برای ما فراهم سازد.

 

بدون پرواز به سیارات دور و اجرای آزمایشات بر موجودات زنده بزرگ مانند گیاهان، حیوانات و حتی هر نوع شکل زندگی ناشناخته قابل دید و فقط با دریافت پیام های رادیوئی یا تلویزیونی از یک تمدن تکنولوژیکی، هرگز چیزی در مورد زیست شناسی بیگانه ها نخواهیم دانست.

 

پیش بینی این که در سده بعدی می توانیم در عرصه فنی و فیزیک به چنان پیشرفتی برسیم تا کاوشگر های مان را به سوی ستاره ها بفرستیم، معقولانه و قابل قبول است. امروزه، مقالات و گمانه زنی های زیادی در مورد طرح ها برای سفرهای میان ستاره ای، از طریق تحت کنترل درآوردن انرژی خلاء های فضا، تغییر یا اصلاح نیروی لختی و گرانشی و یا با فشار دادن یا وا پیچاندن ساختار فضا - زمان منتشر شده است.

 

اگر از روی محافظه کاری بپذیریم که پیشرانه متداول راکت ها یگانه گزینه قابل پیش بینی برای مأموریت های بین ستاره ای است، در آنصورت این گواه سعی و تلاش باعث محدودیت چندین نسل می گردد. دانشمندانی که اطلاعات را دریافت می کنند، نوه نوه نوه نوه نوه بزرگ طراحان مأموریت ها می باشند. این طولانی ترین پروژه علمی – مهندسی است که بشر حامل آن بوده و ساختن احرام مصر در مقایسه با آن ساختن یک انبار کوچک در روز جمعه یا تعطیلی می باشد.

 

بخاطر اطمینان از اینکه این پروژه طی چند سده ادامه خواهد داشت، باید یک مرکز مستقل پیگیری ایجاد شود. این مرکز باید از همه بخش ها منزوی گردد و خود کفا باشد تا بتواند در برابر حوادث طبیعی، جنگ، تغییرات سیاسی و تحولات اجتماعی زمین پایدار بماند.اما مکان مناسب برای این مرکز، نقطه لاگرانژی 2؛ یعنی توقفگاه مناسب و متوازن از نظر گرانش برای سفینه های فضایی میان زمین و خورشید می باشد.

 

دستگاه مراقبت کننده از این مرکز یک ابرکامپیوتر هوشمند خواهد بود که توانائی ترمیم و برنامه نویسی مجدد خود را خواهد داشت. این دستگاه با مکیدن انرژی از نور همیشگی خورشید می تواند برای ادامه مأموریت باقی بماند و مانند یک موجود مطیع اطلاعات را به زمین بفرستد.

 

حتی اگر انسان ها مأموریت بین ستاره ای را قبل از تکمیل شدن آن رها کنند، وظیفه اساسی این هوشمند مصنوعی بایگانی ( ذخیره) نمودن تمامی اطلاعات مأموریت ها است تا در آینده در اختیار بشریت قرار گیرد.

 

این ایده بطور ظاهری شبیه فيلم علمی- تخیلی غول پیکر (Colossus) دهه 1970 می باشد که در آن بر اساس پروژه فوربین، یک ابرکامپیوتر مستقل دفاع ملی در دل یک کوه و بدور از هرگونه مداخله انسان مدفون می شود. اما بدبختانه در این افسانه، این ابرکامپیوتر نقش خدا را به خود می گیرد.

 

جدا از سناریو های پس از آخرزمان، بیایید این را بپذیریم که یک اجتماع بشری آینده، به قدر کافی پایدار خواهد بود تا بتواند یک مأموریت چند نسلی را به یک سیاره بیرونی نزدیک اجرا کند. به گونه دیگر، هیچ ارگان یا اداره حاکمی وجود ندارد تا مسئول بازبینی و رأی گیری بر سر حاكميت چند ساله پروژه باشد.

 

حجم تمام بار قابل حمل شامل هر چیز لازم برای یک سفر میان ستاره ای است که از پیش رانه متداول فعل- انفعال (کنش- واکنش) استفاده می کند. هر قدر کاوشگر مان سنگین باشد، به همان اندازه باید سوخت حمل گردد تا سرعت آن را به کسری از سرعت نور برسانیم و حتی بد تر از آن باید سوخت بیشتری حمل گردد تا کاوشگر بتواند سرعت خود را کاسته و وارد مدار منظومه شمسی مورد هدف خود گردد.

 

اگر در سده 18 میلادی پیشگام می بودید و می خواستید یک درخت بلوط را از سواحل غربی امریکا به آن سوی کشور ببرید، تمام درخت را در درشکه ( گاری) سرپوشیده خود حمل نمی کردید، بلکه حتمأ یک شاخه یا نهال بسیار کوچک را می بردید. مانند اینکه حجم و وزن را کم کنید و بدین معنی که برای یک سفر میان ستاره ای به بار بسیار کمی نیاز دارید. مدیر اسبق ناسا آقای دان گولدین حتی به فکر فرستادن بار بسیار کم به اندازه یک قوطی رب در مأموریت بین ستاره ای است.

 

یک کاوشگر بسیار کوچک بصورت یک ابر کامپیوتر هوشمند سبک می تواند یک مأموریت را هدایت کند. در صورت نبود کنترل یا هدایت کننده از زمین، لازم است تا شبکه عصبی آن به یک سیستم هدایت کننده اساسی برای کاوش وصل باشد. ایده اساسی این است که این " سفینه مادر" کوچک باید طوری برنامه ریزی شود تا از منابع منظومه شمسی مورد هدف بخاطر ساخت و فرستادن کاوشگر های کوچک جهت شناسایی سیارات این منظومه استفاده کند.

 

نظریه یک ماشین هوشمند خود کپی کننده (Self-replicating) به آقای جان ون نیومان - ریاضیدان و فیزیک دانی که در اوایل سده 20 در مجارستان متولد شده، متعلق است. این مرد نظریه ای را که بنام " گردآورنده های جهانی Universal Assemblers" یاد می شود، با دقت زیاد مطالعه نموده بود و اکنون اکثرأ به عنوان "میکانیزم وان نیومان" به آن اشاره می شود.

 

هر قدر این موضوع عجیب و غریب بنظر آید، اما در مقایسه با تمامی سفینه های حمل کننده مورد نیاز از زمین بسیار ارزان و موثر است و می تواند سرعت این حجم را حد اکثر به یک دهم سرعت نور برساند و در زمان لازم از سرعت آن بکاهد و آهسته کند.



منبع www.Kabulsky.com
از مجموعه جستجو برای حیات


لينک ثابت| نوشته شده توسط astronomer boy در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت 5 PM      

  سلام

با سلام خدمت تمام نجوم دوستان ايران . از امروز تمام مقالاتى ( به جز اخبار ) كه در اين وبلاگ درج ميشود متعلق به خود اين وبلاگ است و از هيچ سايت يا وبلاگى برداشته نشده . اميدوارم مورد توجه شما قرار گيرد .
اولين سرى از اين مقالات متعلق به خورشيد و توضيح كامل اين ستاره است . كه خود اين مطلب نيز داراى 2 قسمت ميباشد .
پس براى مطالعه‌ى اين مقاله بر روى ادامه‌ى مطلب كليك كنيد .

در ضمن نقل اين مطلب تنها با دادن لينك اين وبلاگ مجاز است .




لينک ثابت| نوشته شده توسط astronomer boy در پنجشنبه دهم مرداد 1387 و ساعت 3 PM      

  گرفتها در راه هستند

مردادماه زماني مناسب براي مشاهده دو گرفت جزئي 

 

 

 

مردادماه امسال ايرانيان شاهد دو گرفتگي خواهند بود. يك كسوف و يك خسوف! هر دو گرفتگي به صورت جزئي و از تمام نقاط ايران قابل مشاهده خواهد بود.

خورشيد گرفتگي جزئي: روز جمعه 11 مردادماه در ساعت 13 و 34 دقيقه در تهران آغاز مي شود. در ساعت 14 و 33 دقيقه، ماه حداكثر 25 درصد قرص خورشيد را مي پوشاند. اين گرفتگي جزئي ساعت 15 و 28 دقيقه(به وقت تهران) پايان مي پذيرد. زمان و حداكثر ميزان پوشيدگي در ساير نقاط ايران با تهران متفاوت است. اين مقدار از حداكثر 43 درصد در ‌شمال شرق تا ‌حداقل 11 درصد در جنوب غربي كشور، متغير است. اين خورشيد‌گرفتگي از نوع كلي است كه در ايران و بسياري از نقاط جهان به صورت جزئي ديده مي‌شود. اين گرفتگي در بخش كوچكي از شمال كانادا و جزاير شمالي آن، شمال گرينلند، شمال و نواحي مركزي روسيه، غرب مغولستان و نواحي مركزي چين به صورت كلي ديده مي‌شود. اين گرفتگي در شمال كانادا، اروپا(جز بخشي از جنوب آن) و آسيا(جز بخش كوچكي از جنوب غرب و شرق آن) به صورت جزئي ديده مي‌شود.

نمايي از مسير خورشيد گرفتگي 11 مردادماه
 
ماه گرفتگي جزئي: شنبه 26 و يك‌شنبه 27 مردادماه به وقوع مي پيوندد. حداكثر پوشيدگي قرص ماه 85 درصد است(40 دقيقه بامداد يكشنبه). اين گرفتگي ساعت 2 و 15 دقيقه بامداد يكشنبه در حالي پايان مي پذيرد كه رصدگران زيادي در آسيا (جز بخشي از شرق روسيه)، اروپا، آفريقا، اقيانوسيه، جنوبگان و بخش عمده اي از آمريكاي جنوبي به تماشاي آن نشسته اند.
 
خورشيدگرفتگي حلقوي: روز دوشنبه 7 بهمن ماه و غير قابل رويت در ايران. اين گرفتگي در بخشي از اقيانوس اطلس جنوبي، اقيانوس هند، جنوب جزيره سوماترا به صورت حلقوي و در جنوب آفريقا، نيمي از جنوبگان، جنوب شرق آسيا و بخشي از استراليا به صورت جزئي ديده مي‌شود.
 
گرفت هاي سال 1388
در سال 1388، سه گرفتگي جزئي به وقوع مي پيوندد كه در موعد مقرر مشخصات دقيق هر يك از طريق پارس اسكاي به اطلاع شما مي رسد. اما براي آشنايي بيشتر به بررسي كلي هر يك مي پردازيم:
 
خورشيد گرفتگي جزئي: در چهارشنبه 31 تيرماه آغاز مي شود. تنها در مناطق مركزي و شرقي ايران قابل رويت است. در تهران قرص گرفته خورشيد در حالي طلوع مي كند كه مراحل باز شدن را سپري مي كند. اين گرفتگي در ساعت 6 و 16 دقيقه بامداد پايان مي يابد. اين گرفتگي در بخشي از كشورهاي هند نپال يونان بنگلادش چين و جزاير جنوبي ژاپن به صورت كلي و در آسيا جز بخش كوچكي از جنوب آن به صورت جزئي خواهد بود.
 
ماه گرفتگي جزئي: در پنج شنبه 10 دي ماه ساعت 22 و 22 دقيقه در تهران آغاز شده و ساعت 23 و 24 دقيقه پايان مي پذيرد. در تمام نقاط ايران قابل رويت است. همچنين رصدگران در آسيا، اروپا، آفريقا و استراليا از مشاهده آن بي بهره نخواهند بود! حداكثر پوشيدگي قرص ماه در تهران 4 درصد است.(ساعت محاسبه شده براي مراحل اين ماه گرفتگي مربوط به ورود ماه به نيم سايه زمين است و گذر ماه از نيم سايه مبناي وجوب شرعي نماز آيات نيست.)
 
خورشيد گرفتگي جزئي: در روز جمعه 25 دي ماه در ساعت 9 و 21 دقيقه به وقت تهران آغاز مي شود. در ساعت 10 و 23 دقيقه، ماه حداكثر 7 درصد از قرص خورشيد را در تهران مي پوشاند. زمان و حداكثر ميزان پوشيدگي در ساير نقاط ايران با تهران متفاوت است. اين مقدار از حداكثر 26 درصد در جنوب شرق تا حداقل 4 درصد در شمال غربي كشور متغير است. اين گرفتگي در بخشي از كشورهاي جمهوري آفريقاي مركزي، زئير، اوگاندا، كنيا، جزاير مالديو، جنوب هند، بنگلادش و چين به صورت حلقوي ديده مي شود. اين گرفتگي در بيشتر آسيا، مركز و جنوب اروپا و آفريقا(جز شمال غرب و بخش كوچكي از جنوب آن) به صورت جزئي مشاهده مي شود.
 


 منبع  Nasa
 از مجموعه   خورشید

 

parssky.com



لينک ثابت| نوشته شده توسط astronomer boy در یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت 3 PM      

  نخستين ستارگان جهان

اخترشناسان به تازگي نور کهکشان ها و ستارگان نزديک تر و بهترشناخته شده يي را که از تلسکوپ فضايي اسپيتزر به دست آمده است، حذف کردند. گمان مي رود تصويرهايي که به اين روش به دست آمده است، نشان دهنده اولين اجرام موجود در فضا باشد که هم اکنون 13 ميليون سال نوري از ما دورند. 

اولين ستارگان جهان ما مدت ها پيش خاموش شده اند، اما نور آنها هنوز مي درخشد که از وراي آن مي توان جهان را در اولين سال هاي تشکيل آن نظاره کرد. اخترشناسان بر اين باورند که توانستند نور ضعيف ستارگاني را که در آغاز زمان متولد شده اند، رديابي کنند. دکتر هاروي موزلي اخترفيزيکدان مرکز پروازهاي فضايي گودارد ناسا در گرين بلت مريلند مي گويد؛ «تنها دليل ضعيف بودن نور اين ستارگان آن است که آنها بسيار دور از ما هستند، در حقيقت اين ستارگان در دورترين مرزهاي جهان قرار دارند.» جهان تا 200 ميليون سال پس از انفجار بزرگ همچنان تاريک بود. هم اکنون تصويرهاي جديد، اولين نورهاي اجسامي را که در فاصله 13 ميليارد سال نوري از ما هستند، آشکار ساخته است. در آن زمان جهان ما دوران کودکي خود را سپري مي کرد. دکتر موزلي در توصيف اين تصويرها مي گويد؛ «بنابراين ما هم اکنون چيزي را تماشا مي کنيم که افراد گاهي اوقات آن را اولين نور جهان مي نامند و پس از انفجار بزرگ تشکيل شده است.» دانشمندان در اين طرح از تصويرهايي که تلسکوپ فضايي اسپيتزر تهيه کرده است، استفاده کردند. براي اين کار ابتدا نور ستارگان و کهکشان هاي نزديک از تصوير حذف شد. دانشمندان بر اين باورند نورهايي که در پس زمينه اين تصويرها باقي مانده است، احتمالاً نشان دهنده اولين اجسام در فضا باشد. دکتر الکساندر کاش لينسکي اخترفيزيکدان مرکز پروازهاي فضايي گودارد ناسا مي گويد؛ «از اين لحاظ جهان در ابتدا مکاني بسيار داغ بود. به نظر مي رسد جهان انباشته از اجسامي بود که بسيار شديدتر از امروز از خود پرتوهاي نور گسيل مي کردند.» پژوهشگران مي گويند اين اجسام يا ستاره هايي هستند هزاران برابر پرجرم تر از خورشيد ما يا سياهچاله هايي عظيم. در هر صورت اين تصويرها ما را يک گام به درک چگونگي تولد جهان نزديک تر مي کند. تلسکوپ فضايي جيمز وب که توسط ناسا طراحي شده است، مي تواند ماهيت اين خوشه هاي نويافته را مشخص و تعيين کند آنها ستاره اند يا سياهچاله.

پس زمينه

دانشمندان مرکز فضايي گودارد ناسا با استفاده از تلسکوپ به عنوان ماشين زمان به درک ماهيت اولين اجرام جهان نزديک تر شده اند. نتيجه آخرين رصدها با استفاده از تلسکوپ فضايي اسپيتزر بيانگر آن است که نور زيرقرمز مشاهده شده، از خوشه يي از اجرام درخشان گسيل شده است که در اولين ميليارد سال هاي پس از انفجار بزرگ مي زيسته است.

دوران تاريکي

طبق يافته هاي کنوني علم، فضا، زمان و ماده در انفجار عظيمي به نام انفجار بزرگ که 7/13 ميليارد سال پيش روي داد، شکل گرفته است. حدود چند صد ميليون سال بعد، اولين ستارگان تشکيل شدند و بدين ترتيب «دوران تاريکي» جهان به پايان رسيد. اخترشناسان بر اين باورند اجرامي که تلسکوپ اسپيتزر آنها را مشاهده کرده است يا اولين ستارگان هستند که صدها برابر پرجرم تر از خورشيد ما هستند يا سياهچاله هاي عظيمي هستند که گاز و غبار اطراف را مي بلعند و مقدار زيادي انرژي را به فضاي اطراف گسيل مي کنند. اگر مشخص شود اين اجرام ستاره اند، آن وقت مي توان گفت به احتمال بسيار آنها اولين ريزکهکشان هاي عالمند. کهکشان راه شيري ما نيز به احتمال بسيار زماني خلق شد که ريزکهکشان هايي شبيه به اينها سر برآوردند.

در پرتو نور زيرقرمز

دانشمندان اسپيتزر به ويژه در جست وجوي تابش پس زمينه زيرقرمز کيهاني جهان بودند. اين تابش نور پراکنده يي است که از دوران اوليه جهان يعني زماني که اولين ساختارها در کيهان شکل گرفته است، باقي مانده اند. پژوهشي ديگر که پيش از اين در سال 2005 گزارش شده بود، نور زيرقرمز را آشکارسازي کرد که بيانگر آن بود که اين نور از توده يي از اولين اجرام در جهان منشأ گرفته است. اما تجزيه و تحليل هاي بعدي نشان مي دهد اين نورهاي موضعي در کل آسمان پراکنده شده است و از خوشه يي از اجرام عظيم و درخشان که در فضا و در فاصله 13 ميليارد سال نوري از ما قرار دارند، گسيل مي شود. اگرچه اين نور در آغاز سفرش به شکل فرابنفش يا نور مرئي بود، اما زماني که به زمين رسيد، طول موجش کشيده شد و به نور زيرقرمز تبديل شد که دليل آن گسترش فضا - زمان است که باعث انبساط جهان مي شود. آنها بر مبناي قدرت سيگنال هاي نور زيرقرمز نتيجه گرفتند که مقدار کل نور توليدشده به وسيله اين اجرام بسيار زياد بود و تنها ستارگان بسيار بزرگ يا سياهچاله هايي که مقدار زيادي ماده مصرف مي کردند، مي توانستند چنين تابش هايي از خود گسيل کنند. بخش هاي ديگر تابش پس زمينه زيرقرمز کيهاني، از نور ستارگان دوردستي است که به وسيله غبارهاي فضا جذب شده و دوباره به صورت نور زيرقرمز بازتاب مي شود.

ببينيد و باور کنيد

هنگامي که با استفاده از تلسکوپ در اعماق فضا کاوش مي کنيم، در حقيقت در گذشته ها سير مي کنيم. تلسکوپ ها نوري را که ستارگان گسيل مي کنند، آشکار مي سازند و براي مثال نوري که از نزديک ترين کهکشان ما يعني کهکشان آندرومدا مي آيد، دو ميليون سال در راه است تا به ما برسد. تلسکوپ اسپيتزر اولين اجرام درخشاني را که در جهان ما به وجود آمده، رصد کرده است. تلسکوپ اسپيتزر پنج منطقه از آسمان و هر منطقه را به مدت 25 ساعت اسکن و حتي نور ضعيف ترين اجرام را جمع آوري کرده است. اخترشناسان با دقت بسيار نور حاصل از اجسامي را که در بين راه بوده اند، همانند کهکشان هاي نزديک و غبار منظومه شمسي ما يا ابرهاي بين ستاره يي را حذف کردند. هنگامي که همه اين نورها کنار گذاشته شد، آنچه باقي ماند قديمي ترين نورهاي جهان بود و دانشمندان با استفاده از آن افت و خيزها شدت درخشندگي زيرقرمز را بررسي کردند و خوشه هايي از اجرام را آشکار ساختند که طرح هاي نوري مشاهده شده را آشکار مي سازد.

ScienceDaily.com



 منبع  www.Etemaad.com
 از مجموعه   کیهانشناسی


لينک ثابت| نوشته شده توسط astronomer boy در چهارشنبه دوم مرداد 1387 و ساعت 3 PM      

  نواختری که در تصاویر کاوشگر اشعه ایکس کشف شد


 
 می توان گفت ابرنواخترها و نواخترها را یکی از رویدادهای بسیار مهم در ستاره شناسی هستند گه هنگام وقوع، توجه همگان را به خود جلب می کنند.
مخصوصاً اگر با چشم غیر مسلح قابل رویت باشند. ستاره ای که در خردادماه سال 1386 در صورت فلکی کشتیدم منفجر شد، بر اثر سهل انگاری گروهی از منجمان حرفه ای و آماتور که به دنبال ستارگان جدید می گشتند از روی زمین کشف نشد. خوشبختانه، تلسکوپ فضایی (X-ray telescope XMM-Newton  ) هنگام رصد آن ناحیه موفق به کشف نواختر که دیگران از آن غافل بودند شد.
 

 
تلسکوپ فضایی  (  X-ray telescope XMM-Newton  ) که  در حال نقشه برداری از چشمه های قوی پرتو ایکس در کیهان است، در روز 18 مهر 1386 هنگامی که در حال چرخیدن و عوض کردن موقعیت خود از جرمی به جرم دیگر بود، از مقابل چشمه ای بسیار قوی از پرتو ایکس گذشت که تا کنون ناشناخته بود.
تیم علمی پروژه سعی کردند که آن چشمه را در فهرستی که قبلا از چشمه های رادیویی آن ناحیه تهیه کرده بودند پیدا کنند اما تنها چیزی که یافت شد ستاره ای کم نور به نام  USNO-A2.0 0450-03360039 بود. مسئولان سریعاً موضوع را به دیگر منجمان از طریق اینترنت گزارش دادند و منجمان رصدخانه ماژلان (Magellan-Clay telescope ) با تلسکوپ 6.5 متری ای که در اختیار داشتند شروع به رصد آن ستاره کردند و دریافتند که چیزی در حدود 600 بار پر نور تر شده است. این خبر به سرعت منتشر شد و نامی کوتاه تر V598  ) به آن داده شد.


 
عکس سمت چپ این نواختر را در طول موج مرئی و عکس سمت راست آن را در طول موج ایکس نشان می دهد.

چیزی که در مورد این نواختر قابل توجه بود، این است که از یک نواختر ابتدا نور و سپس پرتو ایکس منتشر می شود زیرا گرد و غبار حاصل از انفجار، این پرتو ها را جذب می کند و بیشتر نواختر در طول موج مرئی کشف می شوند اما در این مورد اینگونه نبود.
لينک ثابت| نوشته شده توسط astronomer boy در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 3 PM      

  رقیبی جدید برای درخشان‌ترین ستاره راه شیری

چاپ
  
منبع ساينس ديلي   
مدعی عنوان درخشان‌ترین ستاره در کهکشان راه ‌شیری در انبوهی از غبار در هسته کهکشان کشف شد.

به تازگی یک حباب ستاره‌ای درخشان به‌نام «ستاره‌ی سحابی پیونی» به وسیله‌ی تلسکوپ فضایی اسپیتزر ناسا و سایر تلسکوپ‌های زمینی کشف شده ‌است که نوری معادل 3.2 میلیون برابر نور خورشید از خود ساطع می‌کند.

 

عنوان درخشان‌ترین ستاره، متعلق به ستاره اتا کارینا (Eta Carina) است که توان تابشی آن 4.7 میلیون برابر خورشید است. اما به اعتقاد منجمان، بسیار مشکل است که بخواهیم یک مقدار عددی دقیق از روشنایی یا درخشندگی را به چنین ستارگان داغی نسبت دهیم.

 

ستاره‌ی بزرگ کهکشان راه شیری
تصویر:ستاره‌ی بزرگی که از میان لایه‌های غبار تشخیص داده شد

 

به گفته‌ی «لیدیا اسکینووا»(Lidia Oskinova) محقق اصلی این پژوهش، ستاره‌ی تازه کشف شده که در قلب کهکشان راه شیری واقع شده است واقعا افسون کننده‌ و دلرباست و به نظر می‌رسد این ستاره دومین ستاره درخشان شناخته شده در کهکشان ما باشد.

 

دانشمندان قبلا نیز اطلاعاتی در مورد ستاره‌ی سحابی پیونی داشتند اما بخاطر مخفی بودن آن در توده‌ا‌ی از غبار در هسته کهکشان، درخشندگی فوق‌العاده زیاد این ستاره تاکنون آشکار نشده بود. چشمان مادون قرمز اسپیتزر با قابلیت نفوذ در غبار می‌توانند مستقیما به قلب کهکشان راه‌شیری و به درون نواحی که با نور مرئی قابل مشاهده نیستد نگاه کنند. علاوه بر اسپیتزر، داده‌های مادون‌ قرمز تلسکوپ رصدخانه اروپای جنوبی واقع در شیلی نیز نقش عمده‌ای در محاسبه میزان درخشندگی این ستاره داشت.

 

درخشان‌ترین ستارگان، اغلب بزرگ‌ترین ستارگان نیز به شمار می‌روند. اختر‌شناسان تخمین می‌زنند که این ستاره زندگی خود را با جرم بسیار زیادی در حدود 150 تا 200 برابر جرم خورشید آغاز کرده باشد. چنین ستارگان پرجرمی بسیار نادر بوده و باعث تحیر و سردرگمی منجمین می‌شوند. زیرا با محدودیت‌ها و شرایط اولیه‌ای که برای تشکیل یک ستاره لازم است همخوانی ندارند. نظریه‌های فعلی پیش‌بینی می‌کنند چنانچه ستاره‌ای زندگی خود را با جرم بسیار زیادی آغاز کند نمی‌تواند خود را در همان وضعیت ثابت نگه دارد و بایستی به دو یا چند ستاره دیگر تجزیه شود.

 

با این حال ستاره تازه کشف شده نه تنها بسیار سنگین است، که ابعاد گسترده‌ای نیز دارد. این ستاره غول‌پیکر آبی از نوع ستارگان ولف-رایت (Wolf-Rayet Star) است که قطری بیش از 100 برابر قطر خورشید دارد. یعنی چنان‌چه آن را جایگزین خورشید در منظومه‌ی شمسی کنیم، تا نزدیکی مدار عطار  پیش خواهد آمد.

 

ستارگان ولف-رایت، دسته‌ای از ستارگان هستند که دمای سطحی‌ آنها بین 20000 تا 50000 درجه کلوین بوده و به خاطر قرار گرفتن در ابرهای وسیعی از گاز در طیف آنها خطوط طیف گسیلی مشاهده می‌شود. چنینی ستارگانی گاهی در مرکز سحابی‌های سیاره‌ای که هنوز در حال شکل‌گیری هستند یافت می‌شوند.



لينک ثابت| نوشته شده توسط astronomer boy در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 3 PM      

  تصاویر سه بعدی فینیکس از شمالگان مریخ

عینک های سه بعدی خود را به چشم بزنید و به شمالگان مریخ نگاه کنید .

پیش از این مریخ نورد فرصت ، تصاویری سه بعدی از دشت های فراخ مریخ را به زمین ارسال کرده بود ، تصاویری شگفت انگیز و حیرت آور . اما حالا فینیکس چشمان شما را به تماشای تصاویری دعوت می کند که تا کنون دیده نشده ،تصاویر سه بعدی از ناحیه ی شمالگان مریخ . عکسی که در زیر مشاهده می کنید ، تصویر سه بعدی و رنگی ناحیه ی نزدیک مریخ نشین است ، سرزمین عجایب لقبی است که تیم تحقیقاتی فینیکس ، به این منطقه داده است ..................

ادامه مطلب



لينک ثابت| نوشته شده توسط astronomer boy در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 4 PM      

  سلام

سلام بر همه ي بينندگان محترم وبلاگ.

يه دليل تعويض قالب وبلاگ بعضي از نوشته ها به دليل

رنگشان مشخص نيستند.

من تا چند روز اينده سعي ميكنم اين مشكل را از بين

ببرم .


با تشكر ..........


لينک ثابت| نوشته شده توسط astronomer boy در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 4 PM      

  پلوتوئید

پلوتوئید چدیدی به نام makemake
 جرمی که 3 سال پیش در کمربند کوپر کشف شد هم اکنون دارای یک نام واقعی است. اتحادیه بین المللی ستاره شناسی (IAU) این جرم را بطور رسمی در رده ی سیارات کوتوله و پلوتوئید قرار داد. این خرده سیاره جدید که قبلا با نام های 2005 FY9 و 136472 شناخته می شد، سومین جرم بزرگ گذار- نپتونی است و هم اکنون با نام Makemake باز شناخته می شود .
تلفظ آن مشابه کلمه ی "maki-maki" است. Mike Brown – ستاره شناس و یکی از کاشفان Makemake - در وبلاگ خود نوشته است که : IAU پس از شش ماه پیشنهاد وی را برای اختصاص یک نام مناسب به این جرم پذیرفت.
Makemake هم اکنون چهارمین سیاره ی کوتوله و سومین پلوتوئید موجود در منظومه ی شمسی است که تنها یک ماه پس از ایجاد شدن رده بندی جدید پلوتوئیدها به این رده وارد شد. از نظر رصدی Makemake دومین جرم در کمربند کوئیپر پس از پلوتو است و با قدر ظاهری در حدود 16.7 قابل رویت است. این میزان درخشندگی برای تلسکوپ های آماتوری کافی بنظر می رسد.
این جرم را می توان در صورت فلکی Coma Berenices مشاهده کرد. تلسکوپ فضایی اسپیترز در طیف مادون قرمز به مطالعه ی Makemake پرداخته است. این پلوتوئید ممکن است دارای گاز متان باشد. اندازه ی دقیق این خرده سیاره هنوز مشخص نیست ، با این حال ستاره شناسان با توجه به داده های اسپترز و شباهت طیفی آن با پلوتو، برای این جرم اندازه ای را در حدود قطر 1.500 تخمین زده اند. تا کنون هیچ کاوشگری مدار چرخش Makemake را آشکاسازی نکرده است. این جرم توسط Mike Brown ، Chad Trujillo و David Rainowitz در تاریخ 31 مارس 2005 کشف شد. درست قبل از عید پاک آن سال و آنها این جرم را در ابتدا Easterbunny نامگذاری کرده بودند ( که آسانتر از گفتن 2005 FY9 و یا 136472 است ) و پس از درگیری با چند اسم متفاوت ،سرانجام نام Makemake را انتخاب کردند .Makemake آفریننده ی بشریت و خدای حاصلخیزی در اساطیر جزیره ی اقیانوس جنوبی است. او خدای فرمانده ی Tangata در آیین مرد پرنده بود و به شکل پرندگان دریایی که تجسم خارجی آن بودند پرستش می شد. سمبل مادی او یک مرد با یک سر پرنده بود که می توان آن را در سنگ نوشته های جزیره یافت.
 
 

 

http://www.nightsky.ir



لينک ثابت| نوشته شده توسط astronomer boy در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 3 PM      

 

کهکشان Baby Boomer کشف شد
 تصویر1:کهکشان Zw II 96 ( در فاصله حدود 500 میلیون سال نوری ) به کهکشان Baby Boomشبیه است که در فاصله 12.3 میلیارد سال نوری قرار دارد و در تصاویر تنها به صورت یک لکه ظاهر می شود. به تازگی گروهی از تلسکوپ ها برای بررسی آشفتگی موجود در یک کهکشان بسیار دور دست در کیهان گردهم آمدند. تلسکوپ های فضایی هابل و اسپیتزر ، سوبارو ( ژاپن ) ، جیمز کلارک ماکسول و کک در موناکی در هاوایی، همچنین VLA در نیومکزیکو، اپتیک های خود را به میان آوردند تا با کمک مشاهده در طول موج های رادیویی و فروسرخ علت سرعت خارق العاده تولید ستاره در یک کهکشان دور دست را بیابند.
تلسکوپ های فضایی هابل و اسپیتزر، سوبارو( ژاپن )، جیمز کلارک ماکسول و کک در موناکی در هاوایی، همچنین VLA در نیومکزیکو، اپتیک های خود را به میان آوردند تا با کمک مشاهده در طول موج های رادیویی و فروسرخ علت سرعت خارق العاده تولید ستاره در یک کهکشان دور دست را بیابند. این کهکشان که اکنون ملقب به Baby Boom است ، سالانه حدود 4000 ستاره تولید می کند.این در حالی است که کهکشان راه شیری سالانه تنها 10 ستاره تولید می کند. اقدامات اخترشناسان تنها به مشاهده از درون تلسکوپ ها محدود نمی شود، آنها قصد دارند در مورد این کهکشان با ارزش اطلاعات بیشتری کسب کنند.
پیتر کپک از مرکز علمی اسپیتزر ناسا در موسسه تکنولوژی کالیفرنیا می گوید : " این کهکشان در حال گذراندن دوران حاملگی است! و بیشتر ستاره های آن به یک باره متولد می شوند. اگر انسان ها نیز به همین صورت متولد می شدند آنگاه سن تمامی مردم کره زمین یکسان می بود." این کشف مخالف اکثر نظریه های مشهود در مورد شکل گیری کهکشان ها است. مثلا یکی از عمومی ترین نظریات در این باره بیان می کند که، کهکشان ها ستارگان خود را در طول زمان و به تدریج تولید می کنند و نه در یک انفجار مهیب مانند آنچه در Baby Boom در حال وقوع است.
 
 

 
 
Baby Boom که متعلق به گروهی از کهکشان ها با نام کهکشان های انفجاری است، رکورد تازه ای برای درخشان ترین کهکشان انفجاری در فاصله بسیاری دور می باشد. تلسکوپ های هابل، سوبارو ( ژاپن ) و موناکی در ابتدا کهکشان را در طول موج مریی نشان دادند که به دلیل فاصله زیاد آن به صورت لکه ظاهر شد. همچنین تلسکوپ های جیمز کلارک ماکسول و اسپیتزر نیز کهکشان را در طول موج های فروسرخ نشان دادند. Baby Boom در طول موج فروسرخ به طور برجسته ای درخشان شد، زیرا کهکشان شمار عظیمی ستاره نوزاد دارد. هنگامیکه ستارگان متولد می شوند، از خود نور فرابنفش گسیل می کنند و مقادیر بسیار زیادی گرد و غبار تولید می شود. گرد و غبار